كشته شد. از ابوبكر محمد پسري ماند به نام ابومحمد عبداللّه بن حفيد، كه در 1181 ـ 1182، در اشبيليه زاده شده بود. او هم در خدمت موحدون پزشك موفقي شد، ولي او را هم در 1205 ـ 1206، در سَلا (مراكش) مانند پدرش با زهر كشتند، و در اشبيليه به خاك سپرده شد. از او دو پسر ماند كه در اشبيليه ميزيستند؛ پسر كهترش، ابوالعلا محمد، هم پزشك بود و معرف ششمين نسل پياپي از پزشكان خاندان ابنزهر.
تأثير ابنزهر از طريق ترجمههاي عبري و لاتيني آثارش در طب اروپا تا سدهٴ هفدهم، باقي ماند.
ج. مسلمانان شرقي
عدنان عين زربي
ابونصر عدنان بننصر عين زربي از مردم عين زربه (آنازاربوس قديم در جنوب شرقي كيليكيه، و زادگاه ديوسكوريدس). او مدت زيادي در بغداد و سپس در دربار ظافر خليفهٴ فاطمي (خلافتش از 1149 تا 1154)، در قاهره بهسر برد؛ در 1153 ـ 1154، درگذشت. پزشك و اخترگوي مسلمان. در 1116 ـ 1117(؟)، كتاب الكافي فيعلم الطب؛ و كتاب فيمايحتاج الطبيب من علم الفلك را نوشت.
ابن تلميذ
امينالدوله ابوالحسن هبةاللّه بن صاعدبن تلميذ به ايران سفر كرد، و سپس در بغداد مقيم شد، در آنجا رئيس الاطبا و پزشك مقتفي (خليفهٴ عباسي از 1135 ـ 1136 تا 1160) شد؛ در 1164 ـ 1165، در منتهاي پيري درگذشت. پزشك مسيحي كه در زمان خويش اعتبار زيادي داشت. آثار متعددي به عربي نوشت، مخصوصاً القرابادين، كه موجب سلب اعتبار تأليف مشابه شاپوربن سهل (نيمهٴ دوم سدهٴ نهم) شد؛ المقالة اﻷٴمينية فيالفصد؛ و مجموعهاي از تجربياتش به نام المجربات.
اسماعيل جرجاني
زينالدين ابوالفضايل اسماعيل بن حسين جرجاني معروف به سيد اسماعيل پزشك ايراني كه به عربي و فارسي مينوشت. او از گرگان در شرق درياي خزر برخاست و در دربار خوارزم برآمد؛ در 1135 ـ 1136، درگذشت. رسالهٴ طبي مفصلي بهفارسي نوشت بهنام ذخيرهٴ خوارزمشاهي، كه احتمالاً اندكي پس از 1110، براي قطبالدين محمد (پادشاهياش از 1097 تا 1127)، تأليف شده است. احتمالاً اين نخستين دايرةالمعارف طبي بود كه بهجاي عربي بهفارسي نوشته ميشد.